حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
روز نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت و والیان امر ظاهر می شوند و خداوند تعالی آن حضرت را بر دجّال ظفر می دهد که او را در کُناسه کوفه (اسم محله ای است) مصلوب می فرماید و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما انتظار فرج را در آن روز داریم چون از ایام ما است که فارس آن را حفظ کرده و شما ضایع نموده اید.
*****
اگر قرآن بر عجم نازل می شد عرب به آن ایمان نمی آورد و حال آن که بر عرب نازل شده و عجم به آن ایمان آورده اند پس این فضیلت عجم است.
*****
خداوند جمال و تجمل را دوست می دارد و بدحالی و فقیرنمایی را مکروه می دارد زیرا که خداوند عزوجل هرگاه نعمتی به بنده ای انعام فرمود دوست می دارد که اثر آن را بر او ببیند.
*****
هرکس پی تجارت رود از مردم بی نیاز می شود، عرض شد اگرچه عیالوار و فقیر باشد؟ فرمودند و اگرچه عیالوار باشد، هر اینه نُه دهم روزی در تجارت است.
*****
هرگاه مرد تجارتی را امتحان کرد و فایده ای در آن ندید پس به غیر آن بپردازد.
*****
بهترین لباس هر زمانی، لباسی است که معمول مردم آن زمان است و فرمودند خداوند مشهور شدن به لباس را دوست نمی دارد.
*****
انصاف نیست که انسان از برادرانش طلب انصاف کند.
*****
بهتر چیزی که پدران برای پسران به ارث باقی گذارند آداب است نه مال، چون مال از بین می رود و ادب باقی می ماند.
*****
هرکس در کارش با رفق و ملایمت باشد آن چه بخواهد از مردم به دست می آورد.
*****
هرگاه قصد کار خیری کردی شتاب کن چون نمی دانی چه پیش می آید.
*****
بدان که عمل کم و مداوم با یقین بهتر است نزد خدای تعالی از عمل زیاد بدون یقین.
*****
به خداوند امیدوار باش نه چنان امیدی که تو را بر معصیت جرأت دهد و از خدا بترس نه آن طور که تو را از رحمت او مأیوس کند.
*****
خیری که کسی نسبت به تو بکند به این که خیری مثل آن در حق او بکنی جبران نمی شود مگر آن که نیک تو بیشتر از او باشد و الا عمل او فضیلت دارد چون او شروع کننده بوده است.
*****
بپرهیزید از دعای مظلوم، چرا که دعای مظلوم به آسمان بالا می رود.
*****
کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.
*****
از حضرت صادق علیه السلام راجع به امر به معروف و نهی از منکر سؤال شد که آیا بر همه امّت واجب است؟ فرمودند: نه، عرض شد چطور؟ فرمودند همانا آن بر شخصی واجب است که قوی باشد و حرف او را اطاعت کنند و معروف را از منکر تشخیص دهد.
*****
نه هر چه دانسته شد باید گفته شود و نه هرچه گفتنی است وقت گفتن آن رسیده و نه هرچه وقت آن رسیده اهل آن حاضرند.
*****
یقین بنده را به هر مرتبه بلند و مقام عجیبی می رساند، رسول خدا صلی الله علیه و آله از عظمت شأن یقین چنین خبر داد در وقتی که صحبت عیسی بن مریم علیهما السلام نزد ایشان شد که بر آب راه می رفته است فرمودند اگر یقین او زیادتر بود بر هوا راه می رفت.
*****
خدا عملی را بدون معرفت قبول نمی فرماید و معرفتی ثابت نیست مگر به عمل.
*****
پنج چیز است که هرکس این ها در او نباشد فایده زیادی در او نیست: دین و عقل و بخشندگی و جوانمردی و خوش خُلقی.
*****
چهار چیز است که در هرکس باشد ایمانش کامل می شود و اگرچه سر تا پا گناه باشد نقصی بر ایمان او وارد نمی آورد، صدق و ادای امانت و حیا و حسن خلق.
*****
برای مؤمن شایسته نیست که خود را ذلیل کند. عرض شد چگونه خود را ذلیل می کند؟ فرمودند اقدام به کاری می کند که از عهده آن بر نمی آید.
*****
کسانی که به جهت گناهان می میرند بیشتر از آن نه هستند که به اجل ها می میرند و کسانی که بر اثر نیکوکاری می مانند و زندگی می کنند بیشتر از آن ها هستند که به عمری که برایشان معیّن شده زندگی می کنند.
*****
نیکی و حُسن خُلق دیار را آباد و عمرها را زیاد می کند.
*****
آن گاه که جنازه ای حمل می شود تصور کن که تویی که حمل می شوی و تصور کن که از پروردگارت مسألت کرده ای که تو را به دنیا برگرداند و این کار را کرده است، پس ببین حال که برگشته ای مشغول به چه می شوی.
*****
به ایشان عرض کردند به چه چیزی مؤمن می فهمد که مؤمن است؟ فرمودند به تسلیم برای خداوند و رضا بر آن چه از خوشی یا ناراحتی که به او برسد.
*****
چون روز قیامت شود خداوند حساب شیعه ما را به ما واگذار می فرماید پس آن چه حق خدا باشد ما از خداوند خواهش می کنیم که به ما ببخشد و ما به شیعیان می بخشیم و آن چه هم که حق ما بوده مال ایشان باشد، بعد این آیه را قرائت فرمود « اِنَّ اِلَینا اِیابَهُم ثُمَّ اِنَّ عَلَینا حِسابَهُم» یعنی هراینه به سوی ماست بازگشت آن ها پس بر عهده ماست حساب آن ها.
*****
چشم حق است (یعنی چشم زدن واقع می شود) و از آن بر خودت ایمن نیستی و از خودت هم بر دیگران آسوده خاطر نیستی پس هرگاه از آن ترسیدی سه بار بگو: ما شاءَ اللهُ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم.
*****
چهل شب بر مؤمن نمی گذرد مگر این که چیزی بر او وارد می شود که او را محزون کند و این باعث تذکر او می شود.